خانه » ورزان » ورزش ها » کوهنوردی » ولنجک راهی به توچال
قله کماچال

ولنجک راهی به توچال

واژه “ولنجک” به خودی خود گیرایی ویژه ای دارد. آدم را به سر شوق می آورد. او را می کشاند و می برد به بام آسمان. آنجا که پاکی است و زیبایی و مکان امشاسپندان و زشتی را بدان راهی نیست.

قصد کردیم که این بار از منطقه فرح افزای “ولنجک” به “توچال” برویم. از تجریش با سواری های خطی می رویم. نخست نفس عمیقی می کشیم و شش ها را پر از هوای پاکیزه می کنیم. بند کفش کوهنوردی را محکم بسته، کوله بر پشت و باتوم به دست و یزدان گویان راه می افتیم.

گروه های مردم از پیر و جوان، زن و مرد و کودکان شاد، در این مسیر در حرکت اند. تا ایستگاه اول تله کابین آسفالت است و خودروهای عمومی هم آماده. اما بهتر آن است که با پیاده روی خود را گرم کنیم و تن را از سستی درآوریم و این راه نیم ساعته را با چشم افکندن به مناظر اطراف، خوش خوشک طی کنیم.

درختان سرسبز و سایه بان هایی برای استراحت روندگان و آیندگان در کنار جاده کاشته و برپا کرده اند. سعدآباد به خوبی پیداست و آن سو تر جماران و کلکچال و بلندی های دیگر البرز، در برابر چشم.

به ایستگاه اول تله کابین توچال می رسیم. از این جا می توان هم از راه ماشین رو البته خاکی به بالا صعود کرد و هم از راه مالرو. کوهنوردان از میان تخته سنگ ها و باریکه راه ها که گهگاه به راه ماشین رو برخورد می کند و دیدنی تر است و دست به سنگ شدن هم دارد، می گذرند. دیگران از جاده ماشین رو که در آغاز سربالایی های تندی دارد، کوه پیمایی می کنند. ایستگاه چشمه مکانی است دلگشا، بین ایستگاه اول و دوم تله کابین که در سر پیچ همواری واقع شده است. تا اینجا شب ها با چراغ های شهرداری روشن است. اطراق گاهی است با صفا و هوایی که “ممد حیات است و مفرح ذات” و خستگی راه را از تن به در می کند. امکان پذیرایی اش بدک نیست. تله سی یژ هم دارد.

ایستگاه اول تا دوم را می شود در یک ساعت گز کرد. در ایستگاه دوم زمانی می ایستیم. جا برای نشستن دارد. جایگاهی است دلنشین با هوایی عالی و با چشم اندازی از گستره عظیم تهران. در سمت شرق “شیردره” است، و در غرب دره “ولنجک”، و آن سویش “درکه” با همه جاذبه هایش دیده می شود.

ایستگاه دوم نیز امکانات پذیرایی و سرویس بهداشتی دارد البته در اندازه خود. زمانی برآسودیم و اینک وقت برخواست است و رفتن، می رویم. در آغاز از جاده ماشین رو و بعد از پاکوب آشکاری که نشان از آمد و شد بسیار همنوردان دارد. این پاره راه چندان سربالایی تند ندارد زیرا مارپیچ ها از شدت تیزی آن کاسته و بالارفتن را آسان تر کرده است و ما به زودی خود را بر قله اندکی بیش از ۳۰۰۰ متری “کماچال” می رسانیم. صدای نه چندان دلچسب کابین های تله، گاه نزدیک می شود و گاه دورتر. از قله سرازیر می شویم و نرم نرمک و پس از پیمودن یک بالایی نه چندان بلند و شیب کوتاه وارد محوطه ایستگاه پنج تله کابین توچال می شویم.

ایستگاه پنج تله کابین توچال

ایستگاه پنج تله کابین توچال

آلاچیق به اندازه در گوشه و کنار ایستگاه برپا کرده اند و می توان زمانی را در آنجا به سر برد و پس از رفع خستگی و تمدید قوا از سه راه موجود یکی را برگزید. راه دست راست به پناهگاه اسپیدکمر و دره اوسون و شیرپلا می رود. راه دست چپ از دره به بالای گردنه و پناهگاه “پلنگچال”. ما راه راست یا شمالی را در پیش می گیریم و از جاده ماشین رو به هزارچم و به اقتضای فصل از همین راه یا بالای کوه، جاده مالرو به ایستگاه هفتم و گردنه شهرستانک و قله توچال می رویم که در نوشته توچال از اوسون به روشنی آمده است. زمان ۲ ساعت از ایستگاه دوم تا پنجم و از ایستگاه پنجم تا قله توچال تقریبا ۳ ساعت. به امید تندرستی و اقبال بیشتر جوانان به ورزش کوهنوردی این نوشته را به پایان می رسانیم.

درباره عبدالرضا سلیمانی

4 دیدگاه

  1. تمام راه های سلیمان ه توچال ( آقای عبدالرضا سلیمانی ) ، به توچال ، ختم میشود …

  2. نژاد صمدی -لنگرود 15فروردین 95

    با سلام .مطالب درج شده بسیار قابل توجه بود و مفید میباشد با این تعریفی که شده است گویا بهترین فصل برای

    صعود به توچال فصل بهار خواهد بود اگر خدا قسمت کند

  3. جناب آقای سلیمانی.با سلام و تشکر از راهنمایی حنابعالی که امروز مورخ یکم مهر ماه ۹۵در مسیر پلنگ چال افتخار

    آشنایی با شما را داشتم.امیداست سعادت یاری نماید از تجربیات شما بیشتر بهره مند شوم

    ارادتمند کاظم پور

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

*

bigtheme