خانه » ورزان » ورزش ها » کوهنوردی » قله جانستون در پیشگاه خلنو

قله جانستون در پیشگاه خلنو

البرز مرکزی قله های بیشماری دارد دیدنی که هریک گونه ای درخشان با جاذبه های فراوان هستند. تهران این برتری را نسبت به دیگر جاها دارد که نزدیک است و می توان با برنامه ریزی درست، هم در زمان و هم در هزینه، پربارترین کوهنوردی و سفر را داشت. “جانستون” یکی از این قله ها است که چشم انداز بی نظیری دارد و شادی بی اندازه به صعودکنندگانش می بخشد. کافی است که برخیزیم و به مرکز شمیرانات، فشم برویم و پس از گذر از “زایگان” و نیز “لالان” نرسیده به “گرمابدر” به چپ بپیچیم و درودی به روستای کوچک اما سرسبز و زیبای “آبنیک” کنیم.

سحر است و روزی از روزهای تابستان. ده در خاموشی فرو رفته و جز بانگ خروس نه صدایی بود و نه آمد و شدی. رود سرپایین می رود و ما خلاف آن سربالا. در کنار آبیم و هردو در حرکت. او با زمزمه ی خود به وجدمان می آورد و ما به پاکیش مهر می ورزیم.

نیم ساعت گذشته است به جایی می رسیم که دره تنگ تر می شود و باید به آب زد و از آن گذشت و به راست رودخانه رفت و از میان بوته های گل و درختچه های زرشک می گذریم. دیگر آوای خوش هزاران است که به جان می نشیند و سرمستمان می کند. با عبور از پیچ دره ی تنگ، راه مالرو را در پیش می گیریم که با هر خمش به بالاتر می رویم و از سربالایی نه چندان تندش هم فراتر تا به گردنه ی کوچک پای می گذاریم. آبی می نوشیم و مجذوب منظره ی باشکوهی که در برابرمان خودنمایی می کند می شویم. دشت جانستون.

مالروی پس از گذر از رودخانه در مسیر جانستون

مالروی پس از گذر از رودخانه

راه بالایی را که تقریبا باریک بود و جابجا ریخته برمی گزینیم و از پستی و بلندی های راست دره که با چشمه های زلال و بوته های آلاله زینت یافته، می پیماییم. خرامان با همه ی وجود خود گام برمی داریم. سگان گله پارس کنان به پیشوازمان می آیند چون جمعیم نزدیک تر نمی شوند. می رویم صبحانه را در هوای لطیف نوش جان می کنیم و در کنار هم ساعتی خوش می گذرانیم. نه و نیم است که از زیر غار دستکند “حاجی بیوک” به سوی شمال غرب حرکت می کنیم. راه پاکوب درستی ندارد. نخست از دره ی کوچک بالا می رویم. پارس سگ ها و بع بع گوسفندان از هرسوی به گوش می رسد. چراگاه ها از سبزی می درخشند و چشمه ها سهم به سزایی در این درخشش دارند. به دشت پرآب و علفی می رسیم. از آن می گذریم و راه مالروی دست چپ را در پیش می گیریم. کوه های ریزشی خط الراس جانستون و “خرسنگ” را در برگرفته است.

رود ته دره جانستون

رود ته دره جانستون

آرام گام برمی داریم و عرق از سر و رویمان جاری است. آنچنان منظره ی پیرامونمان زیبا است که به خود توجهی نداریم. پای برگردنه می نهیم. دره ی لالان با همه ی جذابیت های خود دلربایی می کند. آب از هر دره ای روان است با اینکه سال سال خشکی است اما این منطقه همواره حرفی تازه برای گفتن دارد.

می کوشیم که کمتر با سنگ ها درگیری داشته باشیم. راه را گاه از روی تیغه ها و گاه از زیرشان و میان سنگ هایی که سستند و شکسته به آرامی می پیماییم. هنوز قله به روشنی پیدا نیست. حواسمان به راه است که کج نرویم و گرفتار نشویم. سرانجام با رفتن به راست و گذر از یک شیب ناجور، به جانستون ادای احترام می کنیم. و در برابر آفریننده ی آن همه عظمت کرنش می کنیم. و با گام نهادن بر چکادش گل از گلمان می شکفد. دست های هم را می گیریم و مسحور طبیعت بیکرانش می شویم. دوازده و نیم بود که در میان جانپناه کوچک می نشینیم و آنچه را که در کوله داشتیم از خوردنی های سبک می خوریم.

نزدیک قله جانستون

نزدیک قله جانستون

جانستون در شمال غرب خرسنگ است و نزدیک به گردنه ی “وزوا” و در ادامه برج “خلنو” و خلنوی بزرگ. پس از لَختی نشستن برمی خیزیم و این بار آهسته تر آهنگ بازگشت می کنیم. و در ساعت سه و نیم در پای آبشار ناهار خورده و گردش کنان به رفتنمان ادامه می دهیم و سرانجام پنج و نیم در آبنیک هستیم. امید است که شیفتگان کوه بیایند و در عین پایبندی به طبیعت جسم و جان بیارایند.

جانستون با بلندای ۴۱۰۰ متر منتظر گام های شما است.

در راه قله ی جانستون

در راه قله ی جانستون

درباره عبدالرضا سلیمانی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

*

bigtheme