خانه » ورزان » خانه » هنر و مهارت » نقاشی » تاریخچه نقاشی » عکاسی مکمل گرافیک

عکاسی مکمل گرافیک

منبع:فیلیپ بی مگز ، تاریخ طراحی گرافیک ، ترجمه ناهید اعظم فراست ، انتشارات سمت
ساخت تصویر و آماده سازی لوح های چاپی برای تکثیر تا اختراع عکاسی و استفاده آن در گرافیک یک فرایند دستی بود. در قرن ۱۹ یک رشته اختراعات ، تولید و تکثیر تصاویر را به سوی عصر ماشین سوق داد…

 عکاسی مکمل گرافیک
ساخت تصویر و آماده سازی لوح های چاپی برای تکثیر تا اختراع عکاسی و استفاده آن در گرافیک یک فرایند دستی بود. در قرن ۱۹ یک رشته اختراعات ، تولید و تکثیر تصاویر را به سوی عصر ماشین سوق داد.
ایده ای که در پشت کامرا ابسکورا (اتاق تاریک) بود،وسیله ای که از سده ۴ق.م. در دوره ارسطو شناخته شده بود ، دستمایه ساخت تصویر با فرایند های فتو شیمیایی شد؛ این وسیله اتاق یا جعبه بسته ای است که در یک سمت آن پنجره یا روزنه ای کوچک قرار دارد . شعاع نوری که از این روزنه عبور می کند تصویر شئ بیرون اتاق را در سمت مقابل منعکس می نماید. هنرمندان سال ها از این اتاقک تاریک به عنوان یک کمک وسیله برای طراحی استفاده می کردند.در حدود سال ۱۶۶۵ نوعی از این دوربین ساخته شد که قابل حمل بود . از آنجا که تنها بخش الحاقی لازم برای ثابت کردن یا دائمی ساختن تصویری که به داخل کامرا ابسکورا می تابید یک ماده حساس به نور و محافظ تصویر بود ،تعجب انگیز نیست که چرا مبتکران اولیه عکاسی مبنای آزمایش های خود را بر کامرا ابسکورا نهادند.
عکاسی و پیام رسانی گرافیکی با آغاز نخستین آزمایش ها برای ثبت تصویر طبیعی با دوربین به هم پیوند خورد.ژوزف نیپسفرانسوی که اولین عکس را تهیه کرد ، تجاب خود را با جستجوی وسیله ای خودکار برای انتقال طراحی به روی لوح چاپ آغاز کرد.
در سال ۱۸۷۱ جان کالوین ماس ، اهل نیویورک یک شیوه حکاکی نوری مطمئن و اقتصادی برای انتقال نمونه اصلی اثر خطی بر روی لوح فلزی چاپ حروفی ابداع کرد. با دوربین کپی برداری که برای ثابت ماندن با طنابی از سقف آویخته بود از اصل تصویر یک فیلم نگاتیو تهیه شد. فیلم نگاتیو نسخه اصلی ، طی یک فرایند بسیار مخفیانه ، روی یک صفحه فلزی که با امولوسیون حساس پوشیده شده بود ، چاپ کنتاکت گردید و سپس آن را با اسید حک کردند.تکمیل تدریجی حکاکی عکاسی ، هزینه و زمان تهیه لوح های چاپ را کاهش داد و نتیجه ای بسیار نزدیکتر به  اصل کار حاصل شد.فیر مین ژیلوت، شیوه ژیلوتاژ، را برای انتقال تصاویر چاپ هم سطح با روش عکاسی بر لوح های چاپ حروفی درست شانه به شانه ماس ابداع کرد.در سال ۱۸۷۵ پسر وی ،چارلز، نخستین کارگاه چاپ را در پاریس تاسیس کرد.
پیش از آنکه امکان چاپ عکس فراهم آید ؛ عکاسی به عنوان یک ابزار تحقیقاتی در تکامل تصاویر حکاکی چوبی به کار میرفت.وجه مستند عکاسی کمک رسان تصویر گر در کارگاه وی ، در دستیابی به وقایع روزمره بود.طی دهه ۱۸۶۰ و ۱۸۷۰ حکاکی روی چوب که از روی عکس ها طراحی شده بود ، در رسانه های جمعی متداول گردید.
طی همان دهه هایی که مخترعان مشتاق در پی بسط دامنه های فنی ابزار جدید عکسبرداری بودند ، هنرمندان و هنر جویان نیز نیروی بالقوه تصویر سازی آن را کشف کردند.در اولین سال های پیدایش عکاسی فقط کاربرد دوربین برای ثبت تصویر کافی بود تا آن را شیوه ای جادویی در تامین بیشترین نیازها محسوب کنند . اولین تلاش در فتح باب طراحی در عکاسی در سال ۱۸۴۳ صورت گرفت.

 یک نقاش اسکاتلندی بنام، دیوید اوکتا ویوس هیل[۸] ،تصمیم گرفت تصویر ۴۷۴ کشیش را جاودانه کند.هیل برای نقاشی کردن از آنها به عکس پرتره آن ها جهت منبع اولیه برای طراحی نیازمند بود ؛بنابراین از دوست عکاسش ، رابرت آدامسون[۹]، کمک گرفت و کار مشترک آنها بسیار مورد مقبولیت واقع شد.
مخترعان قرن ۱۹ از قبیل تالبوت، مستند پردازانی مانند برادی و شاعران بصری چون ژولیا مارگاریت کامرون، بر طراحی گرافیک تاثیر جمعی مهمی گذاشتند. با شروع قرن ۲۰ اهمیت عکاسی به عنوان ابزار تکثیر آثار گرافیکی رو به افزایش بود .فنون جدید به سرعت روش های قدیم را عوض می کرد و فنون مربوط به گرافیک  و مصور سازی نیز به طرز چشمگیری تغییر کرد .
طی کمتر از نیم قرن ، عکاسی از لحاظ فنی آنچنان تکامل یافت که توانست بسیار دقیق تر و سریع تر از طراحی و نقاشی ، لحظات آنی و تصاویر فرار را ثبت کند.پس از این ،دوربین عکاسی رقیب نیرومندی برای نقاش طبیعت پرداز گردید و یکی از عللی که هنر نقاشی به راه های جدیدی کشانده شد ، همین اختراع دوربین عکاسی و تکامل فن عکاسی بود. بسیاری از نقاشان نیمه دوم قرن ۱۹ از عکاسی برای آسان کردن  کار خود بهره می جستند . آنها نه تنها بوسیله عکاسی ، حرکات را به نحوی دقیق تر تصویر می کردند ، بلکه در اشیا و پیکر ها ی ایستاده نیز جزئیات بیشتری را کشف می کردند. علاوه بر این ، هنر عکاسی در نخستین مراحل تحول خود ، در پی آن بود که هر چه بهتر دستاوردهای نقاشی را بکار بندد. اما رفته رفته عکاسان هنرمندی پیدا شدند که ضمن تجربیات خود ، امکانات متنوع و ویژه عکاسی را کشف کردند و به عکاسی استقلال هنری بخشیدند.
موهولی ناگی، یکی از معلمین باهاوس، در رابطه با تجربیات و پژوهش های مربوط به چاپ حروف ، دریافت که می توان تصویر های بصری بسیار جالبی از طریق چاپ نسخه منفی (نگاتیف) و روی هم نهادن تصاویر و کج و معوج کردن شکل ها بدست آورد.پس از تجربیات او ، گرایش هایی بسوی عکاسی تجریدی بمنصه ظهور رسید.دستاورد های حاصله از این تجربیات ،زمینه استفاده از عکاسی در هنر گرافیک را غنی تر کردند.در کار هنرمندان گرافیک ، عکاسی آنچنان موثر واقع شده است که آنان ترجیح می دهند همواره موضوعات خود را از طریق عکاسی بیافرینند ، از این رو رفته رفته عکاسی جای طراحی و نقاشی را در پوستر ها و آگهی ها و غیره اشغال کرده است.
نقش عکاسی همچون ابزار  پیام رسانی گرافیکی توسط “هربرت ماتر”،عکاس و طراح سوئیسی گسترده شد. ماتر زمانی که در پاریس نزد فرنان لژه نقاشی می آموخت به عکاسی و طراحی علاقه مند شد . اوایل دهه ۱۹۳۰ به عنوان عکاس و طراح حروف نگاری با حروف سازی” دبرنی” و” پینات” کار می کرد و دستیار کاساندردر پوستر سازی بود.ماتر در ۲۵ سالگی به زادگاه خود بازگشت و در دفتر جهان گردی ملی سوئیس کار طراحی پوستر را آغاز نمود. ماتر همچون موهولی ناگی شیوه های تازه جنبش مدرن را در سازمان بندی بصری و فناوریهای کلاژ و مونتاژ کاملا دریافت و این ادراک را در عکاسی و طراحی گرافیک بکار بست. پوستر های دهه ۱۹۳۰ او با استفاده از مونتاژ ، تغییرات خلاق در اندازه و تلفیق موثر حروف نگاری و تصویر ساخته شد . تصاویر عکاسی به نماد های تصویری خارج از روابط معمولشان بدل گردید و در نسبتی جدید ترکیب شد.
والتر هردگ،اهل زوریخ سوئیس ، طی دهه ۱۹۳۰ یکی دیگر از مبتکران کاربرد عکاسی در طراحی گرافیک بود. هردگ در موضوع های تبلیغاتی برای مجتمع های اسکی سوئیس  با انتخاب و برش تصاویر عکاسی به سر زندگی طراحی دست یافت.او با استفاده مستمر نماد خورشید خلاصه شده و نشانه حروفی توانست وحدتی گرافیکی خلق کند.

 واژه گرافیک  به معنی نوشتن است .ریشه آن در اصل به معنای خراشیدن ،حک کردن و نقر کردن است.

درباره ساناز وحیدی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

*

bigtheme